ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ازدواج ام کلثوم با عمر.واقعیت یا خیانت؟؟
نویسنده پیام
e12d آفلاین
Administrators
********

ارسال ها: 9
تاریخ ثبت نام: May 2008
اعتبار: 0
شماره ارسال: #1
ازدواج ام کلثوم با عمر.واقعیت یا خیانت؟؟
ازدواج ام کلثوم با عمر.واقعیت یا خیانت؟؟
با توجه به اينکه افرادي از علماي شيعه ازدواج عمر با ام کلثوم(دختر علي بن ابي طالب) را ذکر کرده اند، يا بايد پذيرفت که علي معصوم نيست چون دخترش را به ازدواج مرد کافري درآورده است! و يا بايد قبول کرد که عمر مسلمان بوده و علي دوست داشته که او دامادش شود!




در ارتباط با اين سوال ابتدا بايد دو فرض را مطرح کرد:



مبحث اول:

اصلا عمر با ام کلثوم(دختر علي بن ابي طالب ع) ازدواج نکرده است:اگر اين قول را بپذيريم(چنانچه خالي از قوت هم نيست)? اصل اشکال ساقط است زيرا اصولا ازدواجي صورت نگرفته که پيرامون آن چون و چرا بشود.

الف)علمايي از اهل سنت که اين خبر را ذکر کرده‌اند عبارتند از:

ابن سعد/ الطبقات الکبري 8/462

الدولابي/ الذرية الطاهره: 157

الحاکم النيشابوري/ المستدرک 3/142

البيهقي/ السنن الکبري 7/63

الخطيب البغدادي/ تاريخ بغداد 6/182

ابن عبدالبر/ الاستيعاب 4/1954

ابن الأثير الجذري/ اسد الغابة 5/516

ولکن وقتي به سند اين روايت مراجعه مي‌کنيم معلوم مي‌شود که چنين خبري با توجه به اصول و قواعد اهل سنت در علم رجال نمي‌تواند درست باشد زيرا:

اين حديث را بخاري و مسلم در کتاب‌هاي حديثي خود ذکر نکرده‌اند و اين از نظر اهل سنت دليل بر عدم اعتبار حديث است.

اين حديث در هيچ کدام از کتب حديثي (صحاح شش گانه اهل سنت) نيامده است.

اين حديث در مسانيد معتبر اهل سنت نيامده است.

بعلاوه راويان اين حديث همگي ضعيف هستند پس حديث از نظر سند ضعيف است.

خلاصه اينکه اين روايت که در کتب اهل سنت نقل شده از نظر خود علماء اهل سنت هيچ اعتباري ندارد.

ب)نظرية شيخ مفيد

شيخ مفيد (336ـ 413)، در رساله ويژه‌اي كه در اين موضوع نوشته، در صحت آن تشكيك كرده و مي‌گويد: خبر تزويج از طريق زبير بن بكار[1] نقل شده و او مورد اعتماد نيست، به خصوص كه او از دشمنان علي(ع) بود، طبعاً نقل وي، به ويژه آنچه مربوط به بني‌هاشم است، قابل پذيرش نخواهد بود.

آنچه مايه انتشار اين خبر گرديد، اين است كه ابومحمد، حسن بن يحيي علوي آن را در كتاب «النسب» خود نقل كرده و از آنجا كه فردي علوي آن را نقل كرده است، گروهي آن را پذيرفتند.

آنگاه شيخ مفيد، استاد عقايد شيعه، به وجود تناقض‌ها و اختلاف‌هاي عجيب و غريب در نقل اين قطعه از تاريخ اشاره مي‌كند و مي‌گويد: نقل‌هاي مختلفي در اين باره وجود دارد، از جمله اين كه:

1. علي(ع) او را به عقد عمر درآورد.

2. اين كار به وسيله عباس عموي علي(ع) صورت پذيرفت.

3. اين كار از روي تهديد انجام گرفت.

4.عروسي صورت پذيرفت و عمر از او داراي فرزندي به نام «زيد» شد.

5. خليفه پيش از مراسم عروسي كشته شد.

6. زيد نيز داراي فرزندي بود.

7. او كشته شد و وارثي نداشت.

8. او و مادرش در يك روز كشته شدند.

9. مادرش پس از وي زنده بود.

10. مهريه او چهل هزار درهم بود.

11. مهريه او چهار هزار درهم بود.

12. مهريه او پانصد درهم بود.

اين اختلاف‌ها شك و ترديد را در ذهن انسان زنده كرده و اصل تزويج را زير سؤال مي‌برد{مصنفات الشيخ المفيد:7، 86، 90، اختلافات بحث انگيز كه شيخ به آن اشاره كرده، در كتاب «الذرية الطاهرة» نگارش ابي‌بشر دولابي224ـ 310، صفحات: 157، 162 آمده است.}

ج)امّ كلثوم ربيبه امام(ع) بود

برخي از نويسنـدگان معتقدند امّ كلثومي كه به تزويج خليفه درآمد، ربيبة امام علي(ع) بود، نه دختر صلبي او؛ زيرا اسمـاء بنت عميس پس از درگذشت جعفر بن ابي طالب، با ابوبكر ازدواج كرد و از اين ازدواج دختري به نام امّ كلثوم متولد شد. پس از درگذشت خليفة نخست، اسماء با علي(ع) ازدواج كرد و دختر خود را به عنوان ربيبه به خانه امام آورد، سپس همين ربيبه به عقد عمر بن خطاب درآمد.

اين نظريه چندان استوار نيست؛ زيرا درست است كه ابوبكر دختري به نام امّ كلثوم داشت، ولي مادر او «حبيبه» دختر يكي از انصار، به نام زيد بن خارجه بود. امّ كلثوم دختر ابي‌بكر را طلحة بن عبيداللّه تزويج كرد و از او فرزنداني به نام‌هاي محمد و زكريا و عايشه به دنيا آمدند. پس از كشته شدن طلحه، عبدالرحمن بن عبداللّه وي را تزويج كرد.

خلاصه اين كه اسماء بنت عميس با ازدواج با ابي‌بكر، جز
يك فرزند به نام «محمد» به دنيا نياورد. بنابراين، نمي‌توان گفت امّ كلثوم مورد گفتگو، دختر اسماء بنت عميس است؛ زيرا اصلاً اسماء دختري از ابو‌بكر نداشت و امّ كلثوم كه دختر ابو‌بكر بود، از مادري به نام «قتيله» متولد شده و او هم با طلحة بن عبيداللّه (نه عمر ابن خطاب) ازدواج کرد

{اسدالغابه، ج5، ص 395.}

د)واكنش‌هاي مختلف در برابر خواستگاري خليفه

انگيزه ظاهري خليفه براي ازدواج، حديثي بود كه از پيامبر نقل مي‌كرد:

«هر نوع پيوند نسبي و سببي روز قيامت از هم گسسته مي‌شود، جز پيوند با من از طريق نسب يا سبب».{ الطبقات الكبري، ج8، ص 463.}

آنگاه خليفه افزود: من با پيامبر مدّت‌ها زندگي كرده‌ام، مي‌خواهم اين كار انجام بگيرد.

ولي در باطن انگيزه ديگري در كار بود و آن اين كه از اين طريق مي‌خواست بر اعمال گذشته خود سرپوش بگذارد و با آن پيوند خويشاوندي، گذشته به فراموشي سپرده شود.

آنگاه كه خواستگاري انجام گرفت، اميرمؤمنان به صورت‌هاي مختلف عذر خواست كه اين كار انجام نگيرد:

الف. فرمود: دخترم كوچك است (فعلاً هنگام ازدواج او نيست).

خليفه پاسخ داد: به خدا سوگند منظور تو آن نيست، ما مي‌دانيم منظور تو چيست، تو خواستي از اين كار جلوگيري كني».

{الطبقات الكبري، ج8، ص 464; الذرية الطاهره، ابي بشر دولابي(224ـ 360)، ص 155.}

ب. بار ديگر عمر بر خواستگاري اصرار كرد، حضرت اين بار عذر ديگري آورد.

با توجه به آنچه در كتاب‌هاي فريقين وارد شده، ازدواج رخ داده و متصدي آن عموي امام، عباس بن عبدالمطلب بوده است، ولي سخن اين‌جا است كه آيا اين پيوند، با طيب خاطر انجام گرفته و يا فشارهايي از خارج و داخل در آن مؤثر بوده است.

شما با يك محاسبه كوتاه و داوري وجدان مي‌توانيد پايه اين ازدواج را از منظر طيب نفس و طوع و رغبت به دست بياوريد.

1. شكي نيست كه روابط خاندان رسالت با خليفه وقت كاملاً تيره و تار بود ويورش به خانه وحي و هتك حرمت دخت گرامي پيامبر (ص) چيزي نيست كه بتوان آن را انكار نمود و ما مدارك آن را در پاسخ به يكي از پرسش‌ها ارائه كرديم.

2. عمر فردي خشن و تندخو بود، هنگامي كه خليفه او را بر خلافت برگزيد، گروهي از صحابه بر اين امر اعتراض كردند و گفتند: يك فرد خشن و تندخو را بر ما مسلط كردي؟

3. طبري مي‌نويسد: خليفه، نخست از دختر ابوبكر به نام «ام كلثوم» خواستگاري كرد ولي دختر ابوبكر به خاطر تندي اخلاق خليفه، دست رد بر اين خواستگاري زد.{تاريخ طبري، ج5، ص 58.}

بنابراين نمي‌توان اين ازدواج را نشانه حسن روابط دانست.

آنچه از مدارك شيعي استفاده مي‌شود، تنها عقدي بوده و بس. و امّا اين كه مراسم ديگري انجام گرفته يا نه، چندان روشن نيست. حتي امام صادق(ع) مي‌فرمايد: روزي كه عمر بن خطاب درگذشت، اميرمؤمنان، دخترش ام‌‌كلثوم را به خانه خود آورد.{كافي، ج6، ص 115.}

مسعودي مي‌نويسد: عمر از اين ازدواج طرفي نبست و ثمره‌اي به نام فرزند نداشت.

{مروج الذهب، ج2، ص 321، چاپ دارالاندلس، مي‌گويد: عاصم و عبيداللّه وزيد از يك مادر متولد شده‌اند در حالي كه ديگران مي‌گويند: زيد از ام كلثوم متولد شده است.}

در كنار اين حادثه، بسياري از مورخان و رجال نويسان مطالبي را متذكر شده‌اند كه هيچگاه قابل پذيرش نيست و با كرامت و عفت خاندان رسالت سازگار نمي‌باشد. از اين گذشته اسانيد آنها نيز مخدوش و مردود است، و لذا از آوردن آنها خودداري مي‌كنيم.



مبحث دوم:

?- اينکه بپذيريم که عمر با دختر اميرالمومنين -عليه السلام- (ام کلثوم) ازدواج کرده است: در اين صورت بايد پرسيد که اين ازدواج يک ازدواج عادي و با رضايت طرفين بوده است يا خير؟



آنچه که از تاريخ و احاديث معلوم مي شود اينست که :



الف - عمر? اميرالمؤمنين علي عليه السلام را مجبور نمود که به اين ازدواج راضي شود ،چون از احاديث وارده از ائمه عليهم السلام استفـاده ميشود کـه علي عليه السلام نخست اين ازدواج را رد نموده و نپزيرفت ، اما با تهديـد خليفه دوم روبرو گرديد ، چنانکه مرحوم کليني در همان بابي که روايت فوق را نقـل کـرده است ، از امام صادق عليه السلام روايت ميکند :وقتي عمر خواستگار حضرت ام کلثوم شد حضرت علي عليه السلام فرمـود : کوچک است ، پس عمر عباس بن عبد المطلب عموي امام را ديده و گفت : " از پسر برادرت دخترش را خواستگاري کردم ، مرا جواب رد داده است ، بخدا قسم اگر موافقت نکند... هيچ کرامتي براي او باقي نخواهم گذاشت و دو شاهد اقامه مي کنم که [شهادت دهند علي] دزدي کرده و دستش را قطـع ميکنـم "پس عباس خدمت آنحضرت رفتـه و ايشان را در جريان گذاشت و از آنحضرت خواست تا کـار را بدست او بسپارد .



پس مراد از غصب شدن نه به اين معناست که عقد شرعي واقع نشده يا اينکه عمر آمده باشد و دست ام کلثوم را گرفته با خود بـرده باشد بلکه مـراد از غصب در روايت يعني اينکه با طيب خاطر صورت نگرفته است .



گذشته از آنچه گفته شد ، اگـر سن ام کلثوم سلام الله عليها که در آنوقت هنوز به بلـوغ نرسيـده بـود و سن خليفه را که حدود هفده سال بزرگتر از خـود علي عليه السلام بوده در نظر بگيريم ، جذابيتي براي ايـن ازدواج به چشم نمي خورد تا با طيب خاطر صورت بگيرد .



ضمن آنکه ابن اثير (در الکامل في التاريخ در باب ذکر نامهاي فرزندان و زوجات عمر) مي نويسد : عمر اول ام کلثوم دختر ابوبکر را از ام المؤمنين عائشه خواستگاري نمود و ام کلثوم جواب رد داده گفت: او (عمر) در زندگي داراي خشونت و نسبت بـه زنـان سر سخت است پس ام المؤمنين براي خلاصي از اين ماجرا از عمرو بن عاص کمک خواست و او با خليفه ملاقات نمـوده گفت : ايـن دختـر کوچـک است و تحـت حمايـت اميـر المؤمنيـن در آسايش و آرامش زنـدگي کـرده است ، و در تـو غلظتي وجـود دارد کـه حتي ما از تـو مي ترسيم و نمي توانيـم اخلاق ترا عوض کنيم پس او با تو چگونه زندگي خواهـد کرد ، و اگر مخالفتي از او سر بزند و تو با او بـه درشتي رفتـار کني نمي تواني سر پـرست خوبي براي فرزنـدان ابوبکر باشي و من تـرا راهنمائي ميکنم بسوي کسيکه بالاتـر از دختـر ابـوبکر است ، و آن ام کلثوم دختـر علي ميباشد.



مسلما با اين وصف ، هيچ ازدواجي نمي توانـد دليل بر صفا و صميميت ميان دو خانواده باشد .



2- اما اينکـه حضـرت علي عليـه السلام با توانائي و شجاعت و ذوالفقار چگونه حاضر شد برخلاف ميلش به اين ازدواج تن دهـد و چرا ذوالفقـار از غلاف بيرون نيـاورد جواب اينست که شجاع کسي است که منافع عموم و مصلحت جامـعـه و ديـن را بر منفعت شخصي ترجيح دهد ، و اگـر علي عليه السلام دست به شمشير مي برد و مي خواست که با زور در برابر زور ايستاده شود در آن دوران که چنـد سالي بيش از عمر اسلام نگذشته بود و دشمنان خارجي(با کمک منافقان داخلي) هر لحظه در صدد حمله بودند تا اسلام و پيروان اين دين الهي را نابـود کننـد ، يقينا جنگ داخلي بيشتر به ضرر اسلام تمام ميشد و چه بسا موجب نابودي دين مي گشت. علي عليه السلام منافع دين و جامعه اسلامي را مقدم بر منافع خود نموده و تسليم خواست خليفه شـد با اينکه در قلب خـود مايل به اين ازدواج هرگز نبود اما چاره اي جز قبول نداشت . ....
11-16-2009 02:42 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
sarbaz آفلاین
Registered

ارسال ها: 1
تاریخ ثبت نام: Nov 2009
اعتبار: 0
شماره ارسال: #2
RE: ازدواج ام کلثوم با عمر.واقعیت یا خیانت؟؟
ممنون از مطلبتون
11-16-2009 10:41 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: